زن تنها تو خونه، لوله ترکیده. زنگ میزنه لولهکش بیاد…
در که باز میشه، نگاهش میره پایین:
– «این همه کیره برای کاره یا چیز دیگه؟»
اونم میخنده:
– «اگه بخوای، هم کارو راه میندازم… هم تو رو»
و از اونجا شروع میشه: نیک کلفت، حرفای سکسی فارسی، و صدای نالهای که کل ساختمون میشنوه.
الوسم: irani

سکس داستانی ایرانی با لولهکش کیرکلفت – همهش حرف زد تا زد تو جا

سکس ایرانی با دوست مامان ناتنی – خودش گفت: فقط بکن منو، نزار منتظر بمونم
وقتی تنها تو خونه بودن، دوست مامان ناتنیش اومد با یه لباس تنگ و یه نگاه معنیدار.
– “میدونی چند وقته هیشکی منو نکرده؟”
چشم تو چشم شد، دستش رفت سمت زیپ.
– “نمیخوام عشق، فقط بکن… محکم.”
و اونجا بود که فیلم شروع شد…
كحبة عراقية تسوي مساج للشيخ السعودي بن طلال – تتوسّل: أح أح دلّعني يا شيخ!
تدلك جسمه بزيت، وتهمسله بكل وقاحة:
“كسّي نار… دلّعني، نيجني بهدوء مثل شيوخكم!”
الشيخ بن طلال ما تحمّل، مسكها من طيزها وبدأ الفشخ،
وهي تصرخ: “آه شيخ، دخّله أكتر!”
نيك خليجي عراقي فاخر… مساج يتحول لقصة نيك وسخة ما تنسى.
أنا شرموطتك… بدي زبّك الكبير، فرّغ منيك جوا كسّي!
واقف فوقي، وأنا بفتح رجلي وبهمسلك بصوت مبحوح:
“أنا ملكك… دخّله كله، زبّك الكبير يعذّبني، نزل منيك جوّاي!”
كل كلمة طلعت من لساني كانت من شهوتي… مشهد ناري، مليان خضوع، ولهفة، ونيك من غير فلتر.








